آرتینآرتین، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 11 روز سن داره
آناهیدآناهید، تا این لحظه: 6 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

لحظه هاي ناب كودكي

آرتین و پارک پلیس...

برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی ... تماشای تو عین آرامش ه ، تو زیباترین آرزوی منی                               از این عادت با تو بودن هنوز                                          ببین لحظه لحظه ام کنارت خوشه    ...
17 فروردين 1392

چند روز گذشته

    عزیزترینم چند وقتی که به دلیل مشغله زیاد نتونستم برات بنویسم و از این بابت از تو معذرت می خوام..روزهای آخر سال 91 پر از اتفاقات خوب تو زندگیمون بود مامان جون و باباجون و عمه مریم به سفر حج رفتن (9.اسفند) ...پسر خاله رهام هم دقیقا یک روز قبل از اینکه مامانی و بابایی برن مکه بدنیا اومد (28.اسفند ماه ساعت6:15 بعد از ظهر) ..مامانی و بابایی هم رفتن مکه و عید قراره اونجا باشن... سال تحویل خونه مامان جون اینا بودیم و کلی با کارات و خنده هات به همه انرژی مثبت دادی...دیگه کم کم عکس گرفتن از شما یه امر غیر ممکن شده تا دوربین و میبینی می خوای بگیریش و در صورتی که دوربین و بهت ندم اخم میکنی و دستات و مشت میکنی و با ...
14 فروردين 1392

عکس های آقا پسری در عید 1392 ...

آرتیین شب رفتن باباجون اینا خونه عمو امیر سفره هفت سین خونه خودمون سال تحویل خونه باباجون جون آرتین و دایی محمد حسین خونه مامانی سفره هفت سین تیراژه جیگرم تو بیمارستان(داشتی با بابا افشین بازی میکردی) 13بدر (فدات بشم که هنوز حالت خوبه خوب نشده )   ...
14 فروردين 1392

سال نو...

    خدای من آوای ملکوتی یا مقلب القلوب و الابصار می آید تو مرا میخوانی که بخوانمت این منم با حسرت سالهای رفته یا مدبر اللیل و النهار این منم با هزاران ا مید به سالهای پیش رو یا محول الحول و الاحوال خدای من بندگیم را بپذیر التماس مرا بشنو ... حول حالنا خدای من آرزویم چه خواهد شد؟ الی احسن الحال . خوب من بوی عطر تحویل می آید چه مبارک تقدیری ... پروردگار مهربانم در آغاز این سال نو مهربانی و رحمتت را بر همه فرو ببار تا همچون شکوفه های بهاری پاک گردیم و قلب و ذهن و روحمان از بی مهری و تعصب عاری گردد.به ما کمک کن به تو عشق ...
30 اسفند 1391

برای تو...

ساعت الآن دقیقا خواب است - و من و پهنه کاغذ بیدار روی تو در نظرم نقش نخست ، و خدا شاهد دیوانگی بنده بازیگوشش و خود او می داند ؛ که دلم آنقدر آغشته به توست ؛ که اگر از صف فردوس برین ، طیفی اندازه صد نور میسر سازد من به آن طیف نبخشم ، دانه ای از مویت   ...
20 اسفند 1391

9 ماهگی..

به خدا...بهشت همین جاست...  همین خونه ای که عطر نفس های تو،گوشه به گوشه اش پراکنده شده... همین خونه ای که صدای خندیدنت و حس قشنگ بودنت رنگ زندگی داده به در و دیوارش...  تو  خوابی و من کنار  تختت  سجده  شکر  به جا  میارم و به  پهنای صورتم اشک می ریزم و     به وسعت مادر بودنم خدا رو شکر میکنم که تو هستی ... نفس میکشی...میخندی...زندگی می کنی خدایا شکرت.....بخاطر همه ی نعمت های ریز ودرشتت.......!   ماهگیت مبارک فندقم خصوصیات کلی : شیرینم هر روز با کارات منو بیشتر از پیش شیفته خودت می کنی مثل همیشه خوش خنده ای،معمولا اون لبای ن...
18 اسفند 1391