آرتینآرتین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 12 روز سن داره
آناهیدآناهید، تا این لحظه: 8 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره

لحظه هاي ناب كودكي

سفر شمال

چند روز پیش(چهارشنبه 3/مهرماه)به همراه بابایی و پسرخاله رهام و عمو ایمان رفتیم شمال. شما کل راه و خوابیدی و مثل همیشه تو ماشین خیلی خیلی آروم بودی(پسرخاله جونتم که از اول تا آخر مسیر خواب بودن) خونه بابابزرگ مامان و به عبارتی جد شمااااا(آرتین درحال تماشای حیاط پشتی) گوگولی میخواد از لای نرده ها رد بشه سرش درد گرفته جدیداً اگه بطری آب معدنی ببینه دیگه از لیوانش آب نمیخوره و میگه با بطری بهش آب بدیم بقیه در ادامه مطلب ... پسرک شجاع من وارد علف ها نمیشد و این اولین باری بود که آقا پسری تمایل به جای جدید نشون نمیداد فکر کنم میترسید به تنهایی تو علف ها راه بره و وقتی دستشو گرفتم پا به پای...
7 مهر 1392

سفر شمال

خدارو شکر بابایی تو شمال باغ داره و ما هر وقت دلمون بخواد میتونیم بریم اونجا و از سکوت و زیباییهای اونجا نهایت استفاده را بکنیم و آقا آرتینم اونجا بهش کلی خوش میکذره آقای وروجک در حال چیدن  پرتقال آرتین و پسرخاله جووووووووووون با این فرچه کل حیاط و نمیز کرد(البته به روش خودش) آقا صدرا هم یک روز مهمون ما بود و کلی با هم بازی کردید اینجا این سنگ و برداشتی و مسافت نسبتاً زیادی و باهاش راه رفتی و حاضر نمیشدی بندازیش زمین وروجک های شیرین ...
7 مهر 1392

شیرین کاریها

عزیز ترینم ،پسر خوش آتیه من ، نابغه کوچکم از شیرین کاریهای جدیدت بگم: عزیز دل مامان وقتی میخوام پوشکت و عوض کنم اشاره میکنی به پوشک کثیفت و  میگی اُف اُف و با شیطنت مخصوص خودت دستت و دراز میکنی که بگیریش(هیچ سعیی برای گرفتنش نمیکنی و منتظر میشی من بگم نههههههه آرتین این و نمیتونم بهت بدم و فقط برای اینکه باهات بازی کنم اینکارو میکنی) عاشق قایم باشکی اما نمیدونی نباید بری جای قبلیت قایم بشی و همیشه همون جای قبلی میری قایم میشی و منم بعد کلی گشتن و صدات کردن میام و پیدات میکنم و کلی ماچت میکنم خداروشکر یادگرفتی اسباب بازیهاتو جمع کنی و مسابقه میدیم هرکی زودتر اسباب بازی بندازه تو سبد مخصوصش و بیشتر مواقع شما برنده میشی و بع...
2 مهر 1392