آرتینآرتین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 12 روز سن داره
آناهیدآناهید، تا این لحظه: 8 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره

لحظه هاي ناب كودكي

دندون13

چند شبی بود که آرتین شب ها بی دلیل بیدار می شد. بیدار شدنی همراه با گریه  و کلافه بود. بعضی وقت ها جیغ می کشید!   نه شیر می خورد و نه بغل و نه هیچ چیز دیگری... انگار واقعا همان بود که دکترش گفته بود: لثه هایش تیر می کشیدند! اما بالاخره دندونی که کلی اذیتت کرد خودشو امروز نشون داد(نیش بالا سمت راست) خدارو شکر این دن دون هم در اومد و امیدوارم دیگه از بیدار شدن نصف شب با گریه خبری نباشه، کاشکی یه چوب جادیی داشتم .کاری میکردم زودتر دندونات در بیان و راحت بشی اما حیف که فقط باید صبر کرد. پسرم دندون مبار ک   یک تجربه: 1- دیروز(9/شهریور)برا...
10 شهريور 1392

پارک جمشیدیه

پارک جمشیدیه: بوستان جمشیدیه یا پارک سنگی جمشیدیه از زیباترین و دیدنی‌ترین بوستان‌های تهران است و با مساحتی حدود ۱۰ هکتار در انتهای خیابان شهید باهنر(نیاوران) واقع شده و از شمال به کوه کلک چال، از جنوب به باغ دولو، از شرق به خیابان جمشیدیه و از غرب به جاده کلک‌چال محدود است. از ویژگی‌های این‌پارک، دریاچه، آبشار مجاور و نیز آبنماهای سنگی است که جلوه‌ای خاص دارند. این پارک در ابتدای مسیر اصلی صعود به پناهگاه کلک چال قرار دارد. پارک جمشیدیه دارای چهار در ورودی است که ارتفاع در ورودی اول از سطح دریا ۱۸۲۰ متر و بالاتر از آن ۲۱۰۰ متر است. بر پایهٔ نظرسنجی انجام شده مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه‌ای...
9 شهريور 1392

برای تو.....

پسرم،مرد فرداهایی نه چندان دور به چشمهای زیبایت مینگرم،چه با صفا به عمق چشم هایم خیره شدی ای،چقدر دوست دارم این چشم های کنجکاو را  که نوید بخش آینده ای روشن است.   پسرک خوش آتیه ام ... چشم های زیبایت را میستایم زیرا در پی کاویدن ندانسته هاست و بر دست های کوچکت بوسه میزنم، زیرا میدانم و یقین دارم پسر نابغه من که این دستها در آینده کارهای بزرگی خواهد .    ادامه مطلب یادت نره   کلمات جدیدی که یاد گرفتی و میگی اینها هستند اسم خودت و بهتر تلفظ میکنی و میگی اَتین اسپ =اسب(با دیدن اسب زنده اینو گفتی) چشم = چشم سی = سیب(با دیدن سیب میگی سی) دو س...
8 شهريور 1392

یک روز معمولی با آرتین(1)...

پسرم من و بابا افشین: آسمانت را خواهیم ساخت چشمان معصومت را میپرستیم باغ دلِ پر مهرت را می پرورانیم ما به اندازه ی بیکرانگی آسمانها دوستت داریم. عسل من ، بازم گوشه ای از  کارهای روزمرت رو برات بگم عسل خان. آقا پسر خوشگلم،صبح که از خواب پا میشی با لبخند جواب سلام منو میدی و طبق عادت همیشگی که باید ببوسمت تا برای کل روز انرژی داشته باشم بهت میگم :آرتین مامان بوست کنه و شما صورتت و میاری جلو تا ببوسمت .منم از خوشحالی پر درمیارم ،اینم منم بعد از بوسیدنت میریم تو آشپزخونه و با هم صبحانه میخوریم،خداروشکر تو غذا خوردن باهات دیگه مشکلی ندارم و به اندازه خودت میخوری.البته به ص...
6 شهريور 1392

یک روز معمولی با آرتین(3)...

پارک ایرانی:  " پارک ایرانی " که در "ده ونک" قرار داره....به میدان ونک که رسیدید از هرکس بپرسید شما رو راهنمایی میکنه......جای خیلی با صفائیه. ...حتی آلاچیق هم داره...جا برای نشستن و حتی غذا خوردن. ...وسایل بازی برای بچه ها...وسایل ورزشی......سرویس بهداشتی و........ چون دیر تصمیم گرفتیم بریم پارک یه شام سبک برات درست میکنم و با هم میریم پارک تا برسیم دیگه تاریک شده ولی با این وجود پارک زیبایی بود این عکس پارک در روزه و اما آرتین:تا رسیدیم به امارت شروع کرد به آپ آپ کردن و دوست داشت به آب دست بزنه و کلی هم خوشش اومد   اینجا هم داره به من برگ خشکیده درخت و میده محو تماشای ب...
6 شهريور 1392

یک روز معمولی با آرتین(2)...

اول یکم به وسایل مامان دست میرنی یکم کتاب میخونیم(البته تمام کتابهات و باید دونه دونه در بیارم و به انتخاب خودت بخونم) این کتاب پر از عکس بچه هاست و شما عاشقشی مجموعه تدی   ایجا هم بازی این و نندازی (این دفعه با بادکنک )که بادکنک گیر کرد به پاتو افتادی چون میتونی صفحه های کتاب و در بیاری کلی از این کتاب خوشت میآد اومدیم بریم تو آشپزونه یه چیزی بخوریم میون راه یکم ماشین بازی کردی بعد خوردن چندتا مغز بادوم توپ بازی هم کردیم...
6 شهريور 1392

خبر خبر

سلام عزیزم بلاخره وبلاگ رهام جونم آپ شد اینم آدرسش: http://rohammashreghi.niniweblog.com ما که داریم میریم دیدن وبلاگش دوستای خوبم شما هم بیاین... اینم وسیله ...
6 شهريور 1392

شعرهای ما....

جوجه جوجه طلایی جوجه جوجه طلائی           نوکت سرخ و حنائی  تخم خود را شکستی         چگونه بیرون جستی گفتا جایم تنگ بود       دیوارش از سنگ بود  نه پنجره نه در داشت         نه کس ز من خبر داشت  دادم به خود یک تکان        مثل رستم قهرمان  تخم خودرا شکستم       اینجوری بیرون جستم   کفشدوزک کفشدوزک کوچولو  حسابی غصه داره  چون که برای دوختن  دیگه کفشی نداره  سوزنش...
3 شهريور 1392