لحظه هاي ناب كودكي

اینجا از بودن ها و تجربه های مادرانه مینویسم ماهر لحظه درحال بازی هستیم

بازي بازي تند تند بازي

سلام پسر دوست داشتني من ديشب از سفر شمال برگشتيم و كلي بهمون خوش گذشت و اين سفر متفاوت بود از سفرهايي كه داشتيم و همون تفاوتش باعث شد  لحظه لحظه اش برام پر از تجربه و يادگيري باشه خداروشكر كه هستي كه ميتونم در كنارت رشد كنم. امروز دلم براي گواش و رنگ و كلا نگاه كردن نقاشي شما تنگ شده بود و كاغذ و رنگ و آوردم و نشستم كنارت اول انگشتم و زدم تو رنگ و زدم روي كاغذ و شما هم پشت سر من تكرار كردي و با هم يه صفحه پر از اثر انگشت درست كرديم با رنگ هاي مختلف از اينكار حسابي لذت بردي و بعد از اينكه يكم انگشت بازي كرديم و براي پاك كردن دستت از پارچه استفاده كردي و بهم گفتي اجازه هست رنگ بريزم ...
15 آبان 1393

بازي بازي تند تند بازي(هماهنگي دست و چشم)

مگر شيرين تر از اين هم ميشود بنشيني در سكوت و تماشاچي نمايش عروسكي پسر دلبندت باشي خدارو شكرت جدا كردن سوزن هاي ته گرد به كمك آهن ربا چندتا سوزن ته گرد و ريختم تو كاسه به همراه لوبياها و با آهن ربا و جاسوزني تا باهاشون بازي كني داري با آهن ربا جدا ميكني سوزن هارو بعد كاسه و خالي كردي تو بشقاب و دوباره جداشون كردي ما قبلا اين بازي و با نخودها هم انجام داده بوديم ماهيگيري پسر شيرينم خيلي خييلي به دريا و ماهي ها علاقه داري و از اين موضوع خوشحالم ما روي تخت نشسته بوديم تو بازي خياليمون ما تو دريا بوديم و داشتيم شنا ميكرديم(روتخ...
5 آبان 1393
1